درج و تبادل لینک و بهره گیری از استانداردهای Google Analytic

یکی از مسائل معمول در بین مدیران وب‌سایت‌های سراسر جهان، تبادل لینک است. گاهی اوقات دیده میشه که بعضی، برای بدست آوردن آمار کلی از لینکی که در سایتشان قرار داده اند، آن را به عنوان یک بنر تبلیغاتی ثبت کرده و از لینک هایی نظیر mywebsite.com/ad/redirect-to/website543.html استفاده میکنند که این موضوع به طور کلی اشتباه است. چرا که هدف اصلی از تبادل لینک، در نگاه اول افزایش بازدید کننده و از نگاهی دیگر، افزایش Page Rank در گوگل است. گوگل اینگونه لینک ها را به نحوی لینک داخلی میداند و هیچ ارزش و اعتباری ندارد.

بدون لینک های خارجی (سایت هایی غیر از سایت شما) سایت شما، شبیه به یک کاتالوگ ایزوله است که تک و تنها مانده و هیچ ارتباطی با دیگران ندارد. همین لینک ها هستند که دنیای وب را جذاب کرده اند و امکان وب گردی را برای ما فراهم آورده اند. پس بهتر است ما هم تجربه کاربرانمان را با لینک های مناسب و درست، در مرور وب جذابتر کنیم.

تبادل لینک باید بر اساس اصول باشد. یعنی شما به سایتی که مشابه شماست لینک می دهید و این موضوع مزیت هایی را برای شما و کاربرانتان ایجاد میکند.

اندکی تجربه در مدیریت ارتباط با مشتری

چندسالی میشه که ما داریم گروهی کار میکنیم، با مشتری های متعدد، از قشرهای مختلفی در ارتباط بودیم. تجربیات بسیاری هم بدست آمد که سعی میکنم به دیگران انتقال بدم. این تجربیات به گونه ای بود که اولین قراردادی که من برای طراحی و توسعه یک وبسایت امضا کردم، نصف یک صفحه A4 بود، در حالی که آخرین قراردادم یازده صفحه هست. خب توی هر قراردادی، تجربیاتی حاصل شد که به اون قرارداد اولیه اضافه کردم. یک سری تجربیاتی که فک میکنم واقعا میتونه برای همه ما مفید باشه رو به طور خلاصه اینجا مینویسم:

کار گروهی یا گروه کاری

قضیه خیلی عمیقتر از اینه که من بخوام دربارش بحث کنم و بنویسم حتی. ولی خب، چه میشه کرد، منم دادم درآمده دیگه. مدام داد میزنیم که کار گروهی، کار باید گروهی پیش بره، برنامه ریزی میکنیم. تقسیم کار میکنیم. بعد اتفاقات جالبی میافته که متحیر میشیم و من تجربه کردم به صورت جدی. درواقع میتونم بگم با گوشت و پوست و استخونم حسش کردم.

وضعیت خیلی دردناکه. متأسفانه وقتی یک گروه رو دور هم جمع میکنی و برنامه ریزی میکنی برای اینکه کاری انجام بشه، اصلا انگار ملت تو باغ نیستن. اصن نیمدونن چرا تیم شدیم. نمیدونن چرا اصن دور هم جمع شدیم. دلیل این جمع بودنه چیه آخه؟ طرف به این فک میکنه که چک لیستی که دادی بهش، تیک بخوره حالا زمانم زیاد بیاره که خوش بگذره بهش. یا نه، بهش گفتی شما این پارت رو باید هندل کنی، انجام بده، تحویل بده و بره. همین که تحویل بشه. همین که خروجی خطا نده مثلا، کافیه براش. اصن به این فکر نمیکنه که همه این تیم شدنه، برای رسیدن به یه هدفی بوده! هدف ، همون قصه دردناک همیشگیه که هرکی برا خودش یه مدلی تعریفش میکنه. ای بابا ….

مدیریت استراتژیک، حلقه‌ی گم شده‌ی وب ایران

همه روزه شاهد افتتاح وبسایتهای زیادی هستیم. وبسایتهایی برگرفته از بودجه های کلان و یا حتی یک علاقه ی شخصی! اما در این میان، به ندرت شاهد پیدایش یک وبسایت موفق هستیم. حتی گاهی اوقات بهترین ایده ها هم با شکست مواجه میشوند. ایده هایی که گمان میرفت به قله های وب برسند.

شکست یک وبسایت، میتواند برگرفته از عوامل داخلی و خارجی بسیار متنوعی باشد. اما نکته ی بسیار مهم و حائز اهمیت، مدیریت است.

دیگر نوشته ها